دستهبندی : بدون دستهبندی

حسینیه واژه ها (جلد اول) در میان روضه هایت زندگی کردن خوش است
حسینیه واژه ها (جلد اول)
در میان روضه هایت زندگی کردن خوش است
محسن عباسی ولدی
دلم میخواست از تو بنویسد. دل نوشتهها بنای جوشش کردند. این بار برای دلم شرط گذاشتم. گفتم اگر میخواهد از کربلا بنویسد. روضههایی بنویسد که بتوانم با آنها زندگی کنم. دلم پذیرفت. من هم آزادش گذاشتم. روضههایی نوشت که هم بوی زندگی میدهند. و هم رنگ کربلای تو را دارند. حالا که روضه ها را نوشتهام، میبینم چه خوب میشود در میان روضههای تو زندگی کرد. همه زندگی، یادآور روضههای توست با این روضهها میشود دائم الذکر بود: همیشه به یاد تو و کربلای تو. وقتی در متن روضههای تو زندگی میکنم، حال و هوایم چه قدر فرق میکند با وقتی که روضهها را در حاشیه زندگی میشنوم. تا به حال روضهها را شنیدهام و حالا میخواهم با آنها زندگی کنم. زندگی با روضهها کار هر کسی نیست. نگاه لطف تو اگر نباشد، زندگی با روضهها مقدور نیست.