کتاب «کافه پاریس» شامل هجده داستان کوتاه برگزیده از چهارده نویسندهی بزرگ جهان میشود. این کتاب به سرپرستی «مریم صبوری» ترجمه شده است. «ویلیام فاکنر»، «امیل زولا»، «ادگار آلنپو»، «آلبر کامو»، «دوریس لسینگ»، «آلیس مونرو»، «آنتوان چخوف»، «فئودور داستایوفسکی»، «لئون تولستوی»، «جومپا لاهیری» و... نویسندگان کتاب را تشکیل میدهند. در داستان «مرد مضحک» از داستایوفسکی میخوانیم: «من فردی مضحکم. اکنون به من دیوانه میگویند. این یک ترفیع به حساب میآید، اگر من در نظر آنها همانند قبل مضحک نمانده باشم. ولی من از این حرف نمیرنجم، همهی آنها اکنون برایم عزیزند، حتی وقتی به من میخندند و درواقع آنوقت است که آنها بهویژه برایم عزیزند. میتوانستم به خندهی آنها بپیوندم؛ نه دقیقا به خاطر خودم، بلکه بابت علاقهای که به آنها دارم، اگر هنگام نگاهکردن به آنها احساس غم نمیکردم. غمگین به این خاطر که آنها حقیقت را نمیدانند و من کاملا از آن باخبرم. آه، چقدر سخت است تنها فردی باشی که حقیقت را میداند! ولی آنها این را نمیفهمند. نه، این را نمیفهمند. قدیمترها از اینکه مضحک به نظر بیایم احساس بدبختی میکردم. نه از به نظر رسیدن، بلکه از بودن. من همیشه مضحک بودهام و این را میدانستم، شاید از ساعتی که به دنیا آمدم. شاید از زمانی که هفت سال داشتم میدانستم مضحکم. بعد از آن به مدرسه رفتم، در دانشگاه درس خواندم و میدانید، هر چه بیشتر یاد میگرفتم، عمیقتر میفهمیدم مضحکم.» این کتاب را نشر «کولهپشتی» منتشر کرده است.