آرتور پنهاليگون هیچوقت فكر نمىكرد مجبور شود به خانهى عجيبى برگردد كه كم مانده بود در روز دوشنبه او را به كشتن دهد، خانهاى كه قلمروى خيالگونه و شوم را در خود جا داده است.
اما روز بعد چالشهاى جديدى را به همراه دارد؛ دشمن جديدى به نام سهشنبهى عبوس كه هم خانواده آرتور و هم دنياى او را تهديد مىكند. آرتور براى نجات بقيه بايد كليد دوم را از سهشنبه عبوس پس بگيرد و در اين راه مجبور مىشود يك كشتى خورشيدى را بدزدد، از يك اردوگاه كار اجبارى جان سالم به در ببرد، با يك خرس طرح دوستى بريزد و با نايتلينگها بجنگد.
و در نهايت باز هم مجبور است براى مبارزه نهايى به سرزمينهاى دوردست برود.
چيزهاى زيادى به خطر افتاده است.
و زمان در حال گذر است.