


کتاب خلقیات نیما اثر ابراهیم قیصری
ناشر
مازیار
موضوع
ادبیات(4), شعر(30)
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
110 گرم
نویسنده
دکتر ابراهیم قیصری
کتاب «خلقیات نیما» نوشتهی «ابراهیم قیصری» است. ابراهیم قیصری، نویسنده نامآشنا و مترجم چیره دست که چند سالی را با نیما حشر و نشر داشت و از نزدیک با روحیه احساساتی و خلق و خوی پدر شعر نو ایران آشنایی داشت، در این کتاب از شعرها، نامهها و حرفهای «پیرمرد» رمزگشایی میکند. قیصری در این کتاب از اجداد نیما آغاز میکند و به پدر نیما، معنی وطن در آثار نیما، دوران کودکی و رفتار ملای مکتب با او تا تحصیل در مدرسه سنلویی، آموختن فقه، اصول و حکمت در محضر علامه حائری در بابل تا مرگ نیما و خاکسپاری او به صورت امانت در تهران و انتقال پیکرش به زادگاهش یوش، همه را با نگاهی جزءنگر روایت و بازخوانی میکند. ناشر درباهی کتاب آورده است: «"پیرمرد چشم ما بود" عنوان احترامآمیز مقالهای است از زندهیاد جلال آلاحمد دربارهی نیمایوشیج که در آن با گوشههایی از زندگی خصوصی و خلقوخوی شاعر "افسانه" یا پدر شعر نو آشنا میشویم. آغاز این مقاله، اشاره به نخستین دیدار دورادور است و مقدمهی آشنایی و بعدها انس و الفت آن دو نامدار عرصهی شعر و نثر ادبیات معاصر فارسی. آلاحمد میگوید: "بار اول که پیرمرد را دیدم در کنگرهی نویسندگان بود که خانهی وکس۱در تهران عَلَم کرده بود، تیرماه 1325 زبروزرنگ میآمد و میرفت. دیگر شعرا کاری به کار او نداشتند. من هم که شاعر نبودم وعلاوه بر آن جوانکی بودم و توی جماعت بُر خورده بودم. شبی که نوبت شعر خواندن او بود ــ یادم است ــ برق خاموش شد و روی میز خطابه، شمعی نهادند و او در محیطی عهد بوقی "آی آدمها" را میخواند. سر بزرگ و تاسش برق میزد و گودی چشمها و دهان عمیق شده بود. و خودش ریزهتر مینمود. بعد، اولین مطلبی که دربارهاش دانستم همان مختصری بود که بهعنوان شرح حال، در مجموعهی کنگره چاپ زد و مجلهی موسیقی و آن کارهای اوایل را پس از این بود که دنبال کردم و یافتم."» این کتاب را انتشارات «مازیار» منتشر کرده است.