تولد پانصد سالگي زره تسخير شده اي به نام سرهوريس نزديك است و آرمنته و دوستش وندا مي خواهند هديه اي به او بدهند اين دو شمشير عتيقه اي در زير زمين خانه ي تسخير شده پيدا مي كنند اما آب دريا دارد بالا مي آيد و هر لحظه ممكن است آرمنته و وندا در زير زمين آب گرفته گير كنند