دستهبندی: پر فروش های تاریخ و جغرافیا

کتاب استاد عشق نگاهی به زندگی و تلاش های پروفسور سید محمود حسابی
توضیحات
استاد عشق
نگاهی به زندگی و تلاش های پروفسور سید محمود حسابی
پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران
تنها نمونه مورد تایید ناشر پروفسور حسابی
استاد عشق
نگاهی به زندگی و تلاش های پروفسور سید محمود حسابی
پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران
تنها نمونه مورد تایید ناشر پروفسور حسابی
پروفسور حسابی در بازگویی روزهای بازپسین از همه میگویند از پدر مادر بزرگ همسر و هر کس که در گذر زندگی دستی و آغوشی به مهربانی به سویشان گشودند از مادربزرگ خود بارها با لفظ خانم یاد می کنند و از آنجا که فرزندانشان در پرسشی ناخواسته و نابهنگام از لفظ خانم و آقا و تاکید همواره پدر می پرسند در پاسخ به تاکید می گوید خانم و آقا بودن آسان نیست و سابقه تربیت و نجابت باید فراهم باشد ایمان و اعتقاد از ارکان خانم و آقا بودن است اگر خانم و آقای به این مرتبه برسند می دانند که چه کارهایی باید انجام دهند و چه کارهایی نباید انجام دهند یا به قول حافظ آنقدر هست که بانگ جرسی � می آید خانم و آقا هیچ گاه دروغ نمی گویند و در نشست و برخاست و خیلی از مسائل اجتماعی آداب لازم را رعایت میکنند
استاد عشق داستان زندگی پر فراز ونشیب مردی است که در تمام زندگی خود همواره درس ایمان و اعتقاد را با اعمال اش به ما می آموزد. زندگی مردی که با تلاش و پشتکار و با ایمان راسخ و البته به واسطه ی تربیت مادری بزرگ و فداکار بر تمام مشکلات زندگی غلبه کرد و هرگز در این راه مایوس و ناامید نشد.
استاد عشق درس زندگی پرفسور حسابی است به قلم فرزندشان ایرج حسابی که روحیه ی تلاش و ایثار را به خواننده می آموزد.
پرفسور حسابی در بازگویی روزهای
بازپسین از همه می گویند، از پدر، مادربزرگ، همسر و هرکس که در گذر زندگی دستی و آغوشی به مهربانی به سویشان گشوده اند.
گزیده کتاب
"یک ماه بعد، وقت ملاقات و جلسه بعدی بحث من، با اینشتین تعیین شد. وقتی به دیدار او رفتم، برخوردش بسیار صمیمی تر بود و با علاقه ی بیشتری به من نگاه می کرد. وقتی در کنار هم قرار گرفتیم با سادگی گفت: در طول این یک ماه خوب مرا مشغول کردید، به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارد باید با شهامت به شما بگویم، نظریه ی شما در آینده ای نه چندان دور، علم فیزیک را در جهان متحول خواهد کرد.باورم نمی شد که چه شنیده ام. انتظار هر سخنی غیر از این را داشتم. حس کردم، چشمانم برق می زند، دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم. اینشتین هم با لبخندی که زد، به نظرم آمد، احساس مرا کاملاً درک کرده است.اینشتین گفت: ولی این را هم باید بگویم، که ترتیبی که در حال حاضر برای آن انتخاب کرده اید، ترتیب متقارنی نیست. باید روی آن بیشتر کار کنید.
نظرات
دستهبندی: پر فروش های تاریخ و جغرافیا