خواننده ی من، قرار است مدتی باهم وقت بگذرانیم. شاید نوشته های مرا همچو صندوقچه ی شکننده ای ببینی که باید با احتیاط کامل گشوده شود. شاید آن ها را ÷اره کنی، یا بسوزانی: معمولا همین بلاها سر نوشته ها می آید.
اسلحه ای مرگبار در دست داری که با رازهای سه زن از گیلیاد مسلح شده است. آن ها جانشان را برایت به خطر انداخته اند. برای تمام ما.
پیش از ورود به دنیایشان شاید لازم باشد ذهنت را با این نصیحت ها آماده کنی:
دانش قدرت می آورد و تاریخ خود را تکرار نمی کند، اما همچون شعر نظمی تکرارشونده دارد.