در این رمان اندیشمندانه که می توان آن را تقریبا زندگی نامه خودنوشت دانست، زندگی پسر مدرسه تیز هوشی به تصویر کشیده می شود که به رغم استعداد بسیار، خواسته هایش در هیچ جهتی جامه عمل نمی پوشد و از پدر، معلمان و مربیان مدرسه جز خشونت و بی توجهی نمی بیند. این رمان که در حقیقت تجربه نویسنده از روزگار نوجوانی خویش است انتقادی گزنده از دستگاه تعلیم و تربیت که چگونه با نادیده گرفتن ظرایف روح کودکان و نوجوانان و تحمیل عقاید و ارزشهای ناکارآمد که دیگر در این زمانه خریداری در بازار مدنیت ندارد شادابترین گل های زندگی را پژمرده می سازد.