مجوعه شعر مدرن علی قنبری با نام «توضیح المسائل شعر به لیلی» از آثار متفاوت در ادبیات و شعر امروز ایران است.
این سروده از علی قنبری، شعری سخت-ساده است؛ ساده در ساختار و زبان و سخت در پیچ و خمهای پرمخاطرهای که ذهن و روح مخاطب با آنها درگیر میشود. نوعی رئالیسم جادویی است که در شعر تجلی یافته: شاعر، روز گذشته سیروس رادمنش را دیده است؛ رادمنشی که ده سال از مرگ او گذشته اما شاعر در شرح این دیدار، به قدری قاطع و جدی است که مخاطب را به تردید میاندازد؛ آنقدر که «دیروز» او را دیده و نه «دیشب» که شائبه بهخواب دیدن در کار نباشد. حتی شاعر، خود نیز از این دیدار ناممکن، شگفتزده و مضطرب نیست؛ گویی ملاقات با مردگان، امری رایج است و این حس و حال، در همان سطر نخستین، مفهوم سنگین و قاطع مرگ را به چالش میکشد.
سیروس در کنار پنجرهاش ایستاده، سیگار میکشد و با طنزی معنادار لب به سخن میگشاید: «بیا جوک بسازیم...» چرا جوک؟ به این خاطر که مرگ، برای سیروس اتفاق جدیای نیست؛ مرگ برای شاعر آنقدر مساله پیش پا افتادهای است که میتواند در عین مردن، سنگینیاش را وقعی نگذارد و بخندد؛ و حتی بخنداند. و نه تنها مرگ؛ که هیچ چیز برای شاعر، قطعیت ندارد، کامل نیست و قابل خندیدن است. این کتاب با فروست شمارهی 30 شعر امروز ایران توسط انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شده است.
از شعرهای کتاب:
لی لی!
دیروز سیروس رادمنش را دیدم
در «هفتکل»
کنار پنجره اش ایستاده بود
و سیگار می کشید
وقتی مرا دید
زل زد به چشمهایم
و گفت:
«بیا جوک بسازیم
به قدرت یک صوفی
چراکه ما هر کدام یک متعال ایم.
و پرسید:
«آیا باید پنجره ها باز شوند
چون که اینجا
آنجا نیست؟»
بیرون
باران می بارید مثل رشت
سیگار تعارفم کرد
و گفت:
«تو فکر میکنی
که رنج
چون رنگین کمانی در آسمان
شعر را قلقلک می دهد؟»
گفتم: «نمی دانم»
گفت: «ما همه چیز می دانیم
بخاطر همین است که رنگ پریده ایم
ما همه
من
تو
خدا
همکارانش
و غنچه هایی که شکفته نمی شوند»
گفتم:
«سیروس عزیز!
آنچه مرگ به تو داده مهم تر است
یا آنچه مرگ از تو گرفته؟»
گفت: «علی عزیزم!
مردم نمی میرند
مردم از دست می دهند»