دستهبندی: بدون دستهبندی


کتاب کلام فقاهی نوشته محمد تقی اکبر نژاد نشر دارالفکر
کتاب کلام فقاهی به قلم محمدتقی اکبرنژاد، در پی شناخت آن دسته از اوصاف انسان است که به طور مشخص در دینشناسی تأثیر میگذارد؛ اوصافی مانند مصلحتگرایی، عقلمندی، اختیار، انتخاب، بساطت و پیچیدگی او. همچنین دربارۀ آثار غفلت از این صفات و مختصات نیز در کتاب سخن میرود.
به طور حتم مهمترین ضلع دینشناسی، خداشناسی است. خدای متعال مبدأ هستی است و هستی هماهنگ با ذات مقدس اوست. بنابراین هستیشناسی در گروی خداشناسی است، چنانکه برای مثال گفته میشود: چون وجود خدای متعال، محض و عاری از هر نقص است، میتوان نتیجه گرفت که عالم خلق نیز کاملترین و بهترین عالم ممکن است و هر چیزی در جای خود قرار دارد. بنابراین درمییابید که هستی، رحمت است، نه درد و رنج یا لغو و بیهوده.
آری؛ در آغاز دینشناسی، خدای متعال را از خلق او میشناسید و از آن جا شروع میکنید. مثلاً از فقر موجودات و حرکت آنها به وجود خالق بینیاز و محرک اول پی میبرید؛ اما پس از اثبات خدای متعال و اوصاف کمالی او، دوباره به عالم مخلوقات نظر میکنید و به تحلیل آن میپردازید. بنابراین معرفت شما به خدای متعال و مخلوقات، رفت و برگشت دارد: از مخلوقات به خدا میرسید و از خدا به مخلوقات.
در بخشی از کتاب کلام فقاهی میخوانیم:
بر اساس اصالت ابتلا و امتحان، دنیا در خدمت انسان و خواستههای او نیست؛ وگرنه ابتلا بیمعنا است. ابتلا یعنی غوطهوری در میان ناخوشایندیهایی که برای رشد و شکوفایی انسان، ضروری است. بدین رو ناملائمات دنیا با ساختار وجودی و مراحل رشد ما، هماهنگی و تلائم دارد و لازمۀ این هماهنگی، ناهماهنگی با خواستههای ما است.
به عبارت دیگر، دنیا باید با خواستههای ما ناهماهنگ باشد تا از عهدۀ تربیت ما برآید؛ مانند پادگان نظامی که اگرچه برای سربازان ناخوشایند و با طبیعت آنان ناهماهنگ است، اما با اهداف تربیتی و نظامی، سخت هماهنگ و همسو است.
آیا نفس مادی بودن عالم و محدود بودن آن به دو حد زمان و مکان، برای ابتلا و امتحان انسان کافی است؟ عدهای به این پرسش، پاسخ مثبت میدهند و میگویند: محدودیتها، میان انسان و خواستههای او فاصله میاندازد و امتحان در همین فواصل شکل میگیرد.
زمان و مکان، حدود اجتنابناپذیری است که موجودات مادی را در مقابل هم قرار میدهد. نه گذشته و نه آینده در دسترس ما نیست و ما پیوسته تغییر مکان و زمان میدهیم و با هر تغییری فاصلهها بیشتر میشود. مکانمندی ماده نیز مانع تجمع اشیا در یکجا میشود. پس دسترسی به هر شیئی به معنای دوری از اشیای دیگر است؛ مانند خانههای اطراف مسجد که فاصلۀ آنها با مسجد یکسان نیست و دسترسی برخی، آسانتر از برخی دیگر است.
اهل خانهای که در همسایگی مسجد زندگی میکنند، با چند گام خود را به مسجد میرسانند و اهل خانهای دیگر باید زمان بیشتری راه بروند تا خود را به نماز برسانند. همۀ مردم دوست دارند در مناطق خوشآبوهوا زندگی کنند، اما نمیتوانند.
دستهبندی: بدون دستهبندی