دستهبندی: کتاب فلسفه و منطق


کتاب مباحثی در فلسفه اقتصاد علم اقتصاد و ارزشها انسان اقتصادی نشرپژوهشگاه حوزه و دانشکاه
در میان فیلسوفان علم و عالمان، همواره پیرامون این مسئله بحث و گفتگو بوده است که آیا علوم اجتماعی با ارزش ها ارتباط دارد یا نه؟ و به طور خاص آیا گزاره های این علوم می توانند در عین حال که علمی هستند، ارزشی هم باشند؟ و به دنبال آن این پرسش مطرح می شود که آیا می توان علوم اجتماعی را به پسوند «اسلامی» و «غیر اسلامی» متصف کرد؟
تا اوایل قرن هیجدهم که علوم اجتماعی هنوز به خوبی از یکدیگر تفکیک نشده بود و به خصوص اقتصاد، جزئی از علم اخلاق به شمار می رفت، به سهولت به پرسش های مذکور پاسخ داده می شد؛ اما پس از آنکه اقتصاد از فلسفه، اخلاق و سیاست جدا و به دنبال آن بحث علم اقتصاد فارغ از ارزش ها مطرح شد، ارزشی بودن یا نبودن آن را هاله ای از ابهام فرا گرفت. در این میان پوزیتیویست های منطقی جانب افراط برگزیدند؛ تا آنجا که گزاره های ارزشی را نه تنها غیر علمی، بلکه به طور کلی فاقد معنا و مفهوم قلمداد کردند. پس از پوزیتیویست های منطقی نیز این نظر، نه در حد افراطی آن، بلکه در حد فارغ از ارزش دانستن علوم اجتماعی، بر تفکر فیلسوفان علوم اجتماعی سایه افکند. اما در دهه های 1930 و 1940 زمزمة ارزشی بودن اقتصاد رفاه، که جزئی از علم اقتصاد است، آغاز شد و تا کنون هر چه زمان می گذرد، اعتقاد به اینکه علم اقتصاد فارغ از ارزش است، سست تر می شود.
ابهام زدایی از این مسئله، نه تنها در حوزة روش شناسی علوم و مباحث نظریِ صرف مفید است، بلکه در قلمرو علمی، برای جوامعی که نظام خود را بر ارزش های دینی مبتنی کرده اند، بسیار حایز اهمیت است. بنابراین اگر ثابت شود که علم اقتصاد کنونی حاوی یا مبتنی بر ارزش های مغایر با فرهنگ دینی است، در این صورت باید علم اقتصادی تدوین کرد که با فرهنگ دینی سازگار باشد.
تا کنون تلاش های ارزنده ای در این باره انجام گرفته است؛ شاید بتوان گفت این تلاش ها عمدتاً بر دو شیوه استوار بوده است: برخی به بیان کلی ارزشی بودن علم اقتصاد کنونی، بدون اشاره به موارد خاص نفوذ ارزش ها، پرداخته و برخی دیگر، نظریاتی در زمینة علم اقتصاد اسلامی ارائه کرده اند، بدون اینکه ضرورت ارائه چنین جایگزینی را تببین کنند.
هرچند تلاش های انجام گرفته بسیار مفید و درخور تحسین است اما به نظر می رسد، باید تلاش دیگری نیز فارغ از ارزش داوری و گرایش های دینی انجام می گرفت، تا ابهام یا نظرات افراطی ای که بر جامعه سایه افکنده است زدوده شود. این کار در حقیقت موشکافی و بررسی ارتباط هر یک از نظریات اقتصادی، به طور خاص و جزئی، باارزش ها را می طلبد. به دیگر سخن، باید ابتدا ردپای ارزش ها را در کل علم اقتصاد و در هر یک از نظریات آن به طور خاص، دقیقاً مشخص کرد، سپس با نگرش اسلامی درصدد ارائه جایگزینی برای آنها بر آمد.
دستهبندی: کتاب فلسفه و منطق