دستهبندی: بدون دستهبندی


کتاب دین شناسی نوشته محمدحسین زاده نشرموسسه امام خمینی
دینشناسی» یا «فلسفه دین» عنوانی است که آن را برای مجموعه مسائل فلسفه دین و کلام، به ویژه مباحث کلامی معاصر، برگزیدهایم. این رشته از نتایج و دستاوردهای دیگر علوم انسانی؛ همچون فلسفه، فلسفه علم، معرفتشناسی، فلسفه اخلاق، جامعهشناسی و روانشناسی؛ و حتی رهیافتهای علوم تجربی، نظیر فیزیک و زیستشناسی، بهره میگیرد. دیدگاههای گوناگون فلاسفه تحلیل زبانی، هرمنوتیک، پوزیتیویسم، تئوریهای رایج معرفتشناسی و حتی فرضیههای نوین فیزیک و زیستشناسی، نقشی بسیار اساسی در تبیین دین و اتخاذ مبنا در میان فلاسفه دین و بسیاری از متکلمان کاتولیک و پروتستان و بالاخره دین باوران و جوامع متأثر از آنها دارد. مباحث معرفت شناسانه؛ همچون مسأله موّجه نمودن باورها، عقلانیت دین، راه وصول به یقین؛ و مباحث بسیار دیگری ـ نظیر شیوه تحقیق در دین، براهین اثبات وجود خداوند، عقل و دین، علم و دین، قلمرو دین، تجربه دینی، صفات و اسمای خداوند، ماهیت مرگ و جهان آخرت، جامعهشناسی دینی، زبان دین، روشهای تفسیر متون دینی (هرمنوتیک، پراگماتیک و غیر آن) و منشأ دین ـ از جمله مسائل اساسی فلسفه دین است؛ بلکه میتوان لیبرالیسم و پیامد آن، سکولاریسم، و پلورالیسم دینی را از مباحث مرتبط با این علم نوین تلقی کرد. از آنجا که این مباحث و بلکه راه حلهایی که برای پارهای از مسائل، نظیر مباحث معرفتشناسانه، یا راه حلهایی که برای رفع تعارض میان علم و دین و به منظور دفاع از دین ارائه شده است، اصول بنیادین آیین ناب محمّدیˆ، و همه ادیان توحیدی را نشانه میروند، ضرورت طرح اینگونه مباحث بیشتر میگردد.
در نوشتار حاضر[1] مسائلی که مورد بررسی قرار گرفته، بدین شرح است: عقلانیت دین، قلمرو دین، پلورالیسم دینی، دین و پارادوکس تقلید».
در مبحث «عقلانیت دین» یکی از مهمترین مسائل معرفتشناسانه فلسفه دین مورد بررسی قرار میگیرد و آن عبارت است از اینکه ایمان به وجود خداوند و دیگر باورهای دینی چگونه موجّه میگردند؟ این مسأله که موجهسازی « Justification» خوانده شده، از نزاع دلیلگروی که تا جانلاک قابل تعقیب است، ناشی میشود. در نزاع دلیل گروی چند نوع واکنش مشاهده میشود: 1ـ ایمانگروی 2ـ انکار دین 3ـ گذر از عقل نظری به عقل عملی 4ـ تلاش برای یافتن دلیل پارهای از دعاوی دینی در محدوده تجربه 5 ـ عقل گروی معتدل 6ـ عقلگروی افراطی. نگارنده پس از تبیین و شرح پارهای از مهم ترین دیدگاهها و واکنش های معاصر به نقد و بررسی آنها میپردازد و در پایان، خاطرنشان میکند که طرح اینگونه مسائل در مورد ایمان به خداوند و باورهای دینی مانند آن نادرست و انحرافی است و از نگرشهای مبتنی بر به کارگیری شیوه تحقیق علومتجربی در کلام، فلسفه، دین و غیر آن ناشی شده است. باورهای دینِ غیرانحرافی اسلام بر یقین استوار میباشد. اسلام دین یقین است و این یقین، چه از راه برهان بدست آید و چه از راه شهود، معتبر است.
در مبحث «قلمرو دین» تلاش شده است که ابتدا ریشههای کلامی و فلسفی قلمرو دین در فرهنگ مغرب زمین پیگیری شود و از لحاظ تاریخی، تحلیلی از روندهای کلامی، فلسفی و فلسفه سیاسی که پیامد آن طرح مبحث قلمرو دین در اندیشه سیاسی، دینی و فلسفی مغرب زمین بوده، ارائه گردد؛ سپس مبحث قلمرو دین و تاریخچه آن در جوامع اسلامی و دیدگاه حضرت امام خمینیŠ بیان شود. حاصل بحث این است که قلمرو دین گسترده بوده شامل همه ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، مادی و معنوی انسان میشود. دین یک امر شخصی نیست و شیوه تحقیق در آن عقلانی میباشد.
در مبحث «پلورالیسم دینی» ابتدا اصول اخلاقی و سیاسی پلورالیسم دینی مورد بررسی قرار گرفته آنگاه موضع اسلام در قبال معانی محتمل پلورالیسم تبیین شده است. بخش اوّل «اصول اخلاقی و سیاسی پلورالیسم دینی» ترجمه آزادِ قسمتی از مقاله جناب آقای دکتر محمد لگنهاوسن تحت عنوان
»The Morals And Politics Of Religious Pluralism«
است. در این بخش، اصول اخلاقی و سیاسی پلورالیسم دینی، لیبرالیسم سیاسی و پیامد آن ـ سکولاریسم ـ با تاریخچهای مطرح و به این حقیقت تصریح شده است که سکولاریسم نتیجه و محصول لیبرالیسم سیاسی و دینی میباشد. ابتدا لیبرالیسم سیاسی پدید آمد، سپس به منظور دفاع فلسفی از آن، لیبرالیسم دینی شکل گرفت. در ادامه بحث، پلورالیسم دینی که از پیامدهای لیبرالیسم دینی است و واکنشهای بعضی از متکلمان مسیحی در قبال آن مطرح گردیده و سرانجام بر این نکته تکیه شده که مشخصّه بارز همه نگرشهای مدافع پلورالیسم دینی فرو کاهشی بودن آنهاست و از این راه، پلورالیسم دینی مورد نقد قرار گرفته است.
در بخش دوّم «اسلام و پلورالیسم دینی»، پس از ذکر زمینه طرح بحث پلورالیسم دینی در مسیحیت و اینکه دیدگاه افراطی و متعصبانه و انحصارگرایی یهود و نصاری زمینه چنین بحثی را در قرن اخیر فراهم کرده، دستکم، سه معنا یا اصطلاح برای پلورالیسم دینی احتمال داده شده است. اگر منظور از آن، همزیستی مسالمتآمیز باشد، چنین معنایی همواره مورد توجه و توصیه اولیای دین اسلام، حتی در عصر بعثت پیامبر اکرمˆ بوده و معمولا به نحو مطلوبی اعمال شده است. اگر مراد از آن این است که هیچ دینی واجد تمام حقیقت نیست بلکه هر دین بخشی از حقیقت را داراست، چنین معنایی مورد نقد قرار گرفته و تصریح شده که با ضروریات اسلام ناسازگار میباشد. مهمترین معنا که مطمح نظر متکلمان و اندیشمندان غربی میباشد، این است که ادیان چهرههای گوناگون و متنوع یک حقیقتاند؛ تنوع ادیان به دلیل برداشتهای خاص انسانی از حقیقت مطلق است و بدینسان تفاوتهای ادیان به تفاوتهای فهم یا واکنشهای گوناگون انسان در قبال حضور حق ارجاع مییابد. گرچه به دلیل عدم دسترسی به معصوم‰ معنای سوم را در حوزه محدودی از احکام فقهی غیریقینی و غیرضروری و اعتقادات ظنی میتوان پذیرفت ولی در قلمرو عقاید و احکام یقینی و ضروری که آنها بیشترین یا عمدهتریناند، اسلام موضع منفی دارد. ایمان به هریک از ادیان در زمان خاص خودشان لازم بوده ولی از عصر بعثت پیامب
دستهبندی: بدون دستهبندی