دستهبندی: کتاب آموزش زبان


کتاب کبوتر پر طلا نوشته سیده مرضیه مرعشی انتشارات رود آبی
پسرک عرب جلوی موکبی که بالایش با خط زیبایی نوشته شده بود "موکب حضرت عباس علیه السلام "ایستاد.
دستش را توی هوا تکان داد و باخودس حالی فریاد میزد :پیدای شان کردم... پیدای شان کردم !
پدرسرک که به او "ابو حسن" می گفتند پشت میز بزرگی ایستاده بود.با دیدن مهمان ها چهره اش به لبخند باز شد و گفت:
سلام علیکم... خوش آمدید بفرمایید1
پسرک با اشتیاقی که در صدایش کاملا پیدا بود گفت "بابا بالاخره پیدا کردم 1"
ابو حسن با خنده سری تکان داد و با لهجه ی عربی گفت:"پس شدید1"
بابا با تعجب پرسید :چی شدیم؟
هم سفرهای حسن پسر بازیگوش من.
دستهبندی: کتاب آموزش زبان