دستهبندی: رمان و داستان


کتاب آخرین آفتاب (داستان هایی از امام مهدی (عج) ) به قلم محسن نعما انتشارات جمکران
در تمام نظام های تربیتی وآموزشی، از گذشته دور تا امروز، استفاده از زبان قصه وداستان برای ترویج وتفهیم مواد آموزشی امری رایج بوده است. در متون اصیل دینی نظیر قرآن کریم وسایر کتاب های آسمانی نیز بسیاری از معارف بلند به صورت داستان وقصه القاء شده است که این کار در نوع خود اهمیت وکارآیی بالای شیوه داستان نویسی را مورد تایید قرار می دهد ودر ضمن از طریق تعیین چهار چوب مشخصی برای قصه، دسته ای از آنها را به عنوان احسن القصص معرفی میکند. در کتاب آخرین آفتاب نیز محسن نعما برای شما داستان هایی از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف مناسب سن نوجوان و بزرگسال را گرد آوری کرده است
گزیده ای از کتاب آخرین آفتاب:
محمدبن عیسی جلو میرود و خود را روی پای مولایش می اندازد و شروع به بوسیدن می کند. هرچه غم و اندوه و عقده دارد را درون چشم هایش می ریزد و تا می تواند گریه می کند. به سختی می تواند حرف بزند.
آری ای آقای من، شما خود بهتر می دانید که ما شیعیان در چه حالی به سر می بریم. شما مولا و صاحب امر ما هستید. شما پناهگاه و یاور ما هستید. خودتان به داد ما برسید. امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نگاه می کند به محمدبن عیسی: ((ای محمدبن عیسی، اکنون خوب گوش بده و آن چیزهایی را که به تو می گویم به خاطر بسپار. وزیر در خانه ی خود درختی دارد که….))
دستهبندی: رمان و داستان