دستهبندی: رمان و داستان


کتاب امام امین (قصه نیکان 12) روایتی داستانی از زندگی امام موسی کاظم (ع) انتشارات مهرک
کتاب حاضر، داستان زندگانی امام موسی کاظم علیه السلام را برای نوجوانان بیان می کند.
 گزیده
آهسته گفت: پس نمیخواهی برای بیرون آمدن خود از این سیاه چال چاره ای کنی؟ پسرعمویت هارون به من گفته است که سوگند خورده تو را رها نکند؛ مگر آنکه از او طلب عفو و بخشایش کنی. حتی اگر نزد وزیرش یحیی برمکی نیز اقرار به گناه و تقاضای بخشش کنی، به اندازهای که خلیفه پشت بر قسم خویش نکرده باشد، عذرت را خواهد پذیرفت و رهایت خواهد کرد.» دقایقی به سکوت گذشت. انتظار از چشمان مسیب بن زهیر می بارید.
دستان امام را در دست گرفت و گفت: «خوب، شما در جواب او چه گفتید؟» امام سر به آسمان بلند کرد و بهآرامی گفت: «به او گفتم:چند روزی بیشتر تا اجلم باقی نمانده است. به هارون بگو هر روز که تو به عیش و عشرت میگذرانی، بر من به رنج و سختی میگذرد. ین روزها به هر شکل تمام خواهد شد. بهزودی خبر وفات من به تو میرسد و تو در فردای قیامت، در پیشگاه عدل الهی، بر زمین زانو میزنی، و آنگاه معلوم میشود ظالم و ستمگر کیست.
دستهبندی: رمان و داستان