دستهبندی: رمان و داستان


کتاب نایاب کتابی که سیمرغ شد ( جبار جمال غریب ترجمه رضا کریم مجاور )انتشارات بوتیمار
دیگر هیچکس مالک هیچ چیز نیست. تا چند ساعت دیگر، هیچ موجود زندهای در این شهر باقی نخواهد ماند. باید این شهر به اشتباه آباد شده باشد. احساس میکردم خانهها و معبدها و مدرسهها پا به پای مردم گام برمیدارند و شهر را ترک میکنند. گوسفندان پیر نیز همچون مردم، برمیگشتند و آخرین نگاه مبهوت و ابلهانه خود را به آغلها میدوختند و راه میافتادند. هیچکس غباری را که جلوی آسمان را گرفته و نفسهاشان را به شماره انداخته بود، احساس نمیکرد...
دستهبندی: رمان و داستان